لبخند تلخ  

درخواست حذف این مطلب
یک درختِ پیرم و سهم تبرها می‌شوممرده‌ام، دارم خوراکِ جانورها می‌شومبی‌خیال از رنجِ فريادم ترد‌ّد می‌کنندباعث لبخندِ تلخِ رهگذرها می‌شومبا زبان لالِ خود حس می‌کنم این روزهاهم‌نشین و هم‌کلامِ‌کور و کرها می‌شومهیچ‌ !!! دیگر کنارم نیست، می‌ترسم از ایناین‌که دارم مثل مفقودالاثرها می‌شومعاقبت یک روز با طرزِ عجیب و تازه‌ایمی‌کُشم خود را و سرفصلِ خبرها می‌شوم                              نجمه زارع

ادامه مطلب  

!!! حسنی ام  

درخواست حذف این مطلب
و اذا مس الانسان اضر دعا لجنبه ی او قاعدنا او قاعما فلما کشفنا عنه ضره مر کم یدعنا الی ضره...توبه جز11 ایه12 وقتی هیچ قدرتی به غیر از خدا تو رو نجات نمیده و قتی در ح !!! اضطرار هستیییی.. خدارو صدا زدم امروز تو بیمارستان زینب توی بخش سونوگرافی...وفتی ماه ها بودم موقع خندیدن یه چیزی ته قلبم نمیذاشت خندم از ته دل باشه یه نگرانی...یه غم... ای دختر گریون ...ای کاش این خصیصه دم مشک بودن اشکم از بین میرفت...ایت خصیصه ای که تو رو ضعیف نشون میده....قدرتو میگیره....حتی

ادامه مطلب  

عشقم خدا  

درخواست حذف این مطلب
خستم از بودم .از دور بودنم.از اشک های با فريادم اما آرامم زیرا تو آرامش را دوست داری دیکر دنیا برایم مهم نیست.خستم.یا ساده تربگم ب وایستا دنیا من می خوام پیاده شم گاهی وقتا گریم میگیره بی دلیل بی بهانه شنیدم سند این اشک ها رو به اسمت زدن دلم لک زده یکی به خاطر من گریه کنه وقتی دلیل برای بودن نداری ماندنت حماقت اس وقتی اونجا آدم نمیشمورنت بودنت حماقت است ماندن پیش !!! ی که به تنها چیزی که اهمیت نمیده تویی خودکشی البته بادرد و اشک زیاد خدایا بیا قر

ادامه مطلب  

گاهی علایق آدمی هم تغییر می کند... اما فقط گاهی...  

درخواست حذف این مطلب
اگر آدمی !!! ی را بخواهد، باید غرزدن ها، سلیقه ها، رفتارها، نگاه ها، خنده ها، راه رفتن، طرز نشستن، سکوت، فریاد، پشت فرمان نشستنش، حرف زدن، مکالمه هایِ تلفنی اش با دیگران، هیجان ها و آرامش و حتی موزیک هایی که می پسندد را نیز، دوست داشته باشد، تحمل نه، بلکه بخواهدشان.... مثلا یکی از این نشانه ها را من امروز در خودم یافتم... به طرز عجیبی با علاقه، آلبوم های "نامجو" را !!! می کنم و همه را در یک فولدر روی صفحه دِسک تاپم، ذخیره می کنم... و هیچ به این فکر نمی

ادامه مطلب  

گاهی علایق آدمی هم تغییر می کند... اما فقط گاهی...  

درخواست حذف این مطلب
اگر آدمی !!! ی را بخواهد، باید غرزدن ها، سلیقه ها، رفتارها، نگاه ها، خنده ها، راه رفتن، طرز نشستن، سکوت، فریاد، پشت فرمان نشستنش، حرف زدن، مکالمه هایِ تلفنی اش با دیگران، هیجان ها و آرامش و حتی موزیک هایی که می پسندد را نیز، دوست داشته باشد، تحمل نه، بلکه بخواهدشان.... مثلا یکی از این نشانه ها را من امروز در خودم یافتم... به طرز عجیبی با علاقه، آلبوم های "نامجو" را !!! می کنم و همه را در یک فولدر روی صفحه دِسک تاپم، ذخیره می کنم... و هیچ به این فکر نمی

ادامه مطلب  

گاهی علایق آدمی هم تغییر می کند... اما فقط گاهی...  

درخواست حذف این مطلب
اگر آدمی !!! ی را بخواهد، باید غرزدن ها، سلیقه ها، رفتارها، نگاه ها، خنده ها، راه رفتن، طرز نشستن، سکوت، فریاد، پشت فرمان نشستنش، حرف زدن، مکالمه هایِ تلفنی اش با دیگران، هیجان ها و آرامش و حتی موزیک هایی که می پسندد را نیز، دوست داشته باشد، تحمل نه، بلکه بخواهدشان.... مثلا یکی از این نشانه ها را من امروز در خودم یافتم... به طرز عجیبی با علاقه، آلبوم های "نامجو" را !!! می کنم و همه را در یک فولدر روی صفحه دِسک تاپم، ذخیره می کنم... و هیچ به این فکر نمی

ادامه مطلب  

اشعار شام غریبان !!! حسین(ع)  

درخواست حذف این مطلب
اشعار شام غریبان !!! حسین(ع) – محمد جواد !!!  آمده موسم تنهایی و حیران شده امدادم از دست تو را، سخت پریشان شده امرفتی و بعد تو من !!! گریبان شده امنظری کن چقدر بی سر و سامان شده ام چشم بد بعد تو دنبال من افتاد حسینخواهرت را نکند بُرده ای از یاد حسین؟! چند مرکب پیِ من پشت سرم تاخته اندعده ای چشم به سوی حرم انداخته انداین طرف روی تنت کوه سنان ساخته اندسنگ دل ها سرفرصت به تو پرداخته اند یک نفر هستم و از چند طرف درگیرمبه خود فاطمه سوگند که بی تقصیرم رک

ادامه مطلب  

دعای ناد علی  

درخواست حذف این مطلب
دعای ناد علی دعای ناد علی عنوان دو دعا است که با عبارت "نادِ عَلِیاً مَظهَرَ(یا مُظهِر) العَجائِب" آغاز می‌شوند: ناد علی صغیر، دو بیت شعر است که با مصرع فوق آغاز می‌شود. این شعر در کتاب بحار الانوار نقل شده ولی گویندۀ آن معلوم نیست. ناد علی کبیر، دعایی است با همان آغاز و مضمون که از جهت حجم هشت برابر نادعلی صغیر است. هیچ‌کدام از این دو دعا با سند معتبر به معصومین ارتباط پیدا نمی‌کنند. در کتاب‌های مختلف ختم‌های گوناگونی با آثار ویژه برای این

ادامه مطلب  

بوسه‎‏ی باد  

درخواست حذف این مطلب
بوسه‎‏ی باد خزونی با هزار نامهربونیزیر گوش برگِ تنها میگه ط ‎‏ی‎‏خزونیبرگ سبز و تر و تازه رنگ سبزشو می‎‏بازه غرق بوسه‎‏های باد و وحشت روزای تازه می‎‏کَنه دل از درخت و میشه آواره‎‏ی کوچ !!! وچه‎‏ای که یادگار روزای رفته و پوچهمی‎‏شینه گوشه‎‏ی کوچه چشم به آسمون می‎‏دوزهمی‎‏کنه یاد گذشته دلش از غصه می‎‏سوزهیاد باد .. یاد گذشته شاد باد این دلِ زرد و تهی در حسرت دیدار باد یاد روزایی که کوچه زیر سایه‎‏ی تنم بودمهربون درخت عاشق مست ع

ادامه مطلب  

هذیان گویی  

درخواست حذف این مطلب
همه دنیا را زیر پتو مرور می کنم. شک می کنم و به یقین می رسم و باز دقایقی بعد دوباره به این دور باطل می رسم. تمام سلول هایم سرما را چنان در خود رسوب داده اند که فکر می کنم هر چقدر آمپول های سفازولین !!! به کندنشان مشغول شوند از من دست نمی کشند. کوچکترین صدا بخشی از بدنم را می شکند ولو صدای ویبره ی گوشی احدالناسی در گوشه ی اتاق. سعی می کنم به سفر فکر کنم اما انگار همه چیز پاک شده است به غیر از یک تصویر و صدا. تصویر کتانی های سورمه ای با بنده های فیروزه ا

ادامه مطلب  

زلف  

درخواست حذف این مطلب
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادمناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم..می مخور با همه !!! تا نخورم خون جگرسرمکش تا نکشد سر به فلک فريادم..زلف را حلقه نکن تا نکنی در بندمطره را تاب مده تا نکدهی بر بادم..یار بیگانه مشو تا نبری از خویشمغم اغیار مخور تا نکنی ناشادم..رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلمقد بر افراز که از سرو کنی آزادم..شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما رایاد هر قوم مکن تا نروی از یادم.. !!! شهر مشو تا ننهم سر در کوهشور شیرین منما تا نکنی فرهادم..رحم کن بر من مس

ادامه مطلب  

ناکجا آباد  

درخواست حذف این مطلب
بعد از خوندن دوباره ی اون ایمیلا دوباره حالم ریخته به هم ... یه وقتایی که میام اینجا میگم نمیخوام فعلا بنویسم ، بیشتر وقتا واسه اینه که نیام چیزای عاشقانه بنویسم و به زخمم چنگ بزنم ... که هم حال خودمو !!! ابتر کنم و هم شما ... اصلا حالم خوب نیست ... توی هچلی گیر افتادم که جز خدا !!! ی نمیتونه منو بکشه بیرون  ... تنهایی داره گلومو خفه میکنه و همه ی !!! که بهم میزنه واسه اینه که فریاد میکنه تو گوشم "به جرم کدوم گناه در عشق دارم تاوان این عشق رو میدم؟" و اینطوری

ادامه مطلب  

معایب زیادی سرخوش بودن!  

درخواست حذف این مطلب
از بس که همیشه سعی می کنم خوش و خندان باشم، از بس که هیچ وقت !!! ی تنهایی دست و پنجه نرم !!! با مشکلاتم رو ندیده، هیچ !!! ی هم باور نمی کنه که ممکنه کاهی من هم غمگین باشم یا حالم خوش نباشه. این میشه که حتی وقتی فریاد می زنم که حالم بده، !!! ی جدی نمی گیره! شاید هم اون قدر دستم برای همه رو شده، که میدونن از پس این دفعه حال بد هم به خوبی بر میام و زحمتی برای !!! ی نخواهم داشت و برای همین به فريادم توجهی نمیکنن و هیچ تلاشی برای کمک به من رو لازم نمیدونن، حالا می

ادامه مطلب